نظرات جدید امیر علی در پست فاصله حق و باطل ۲ تایید شده و ما نیز بیشتر نظرات ایشان را آوردیم و زیرش پاسخ می دهیم!

امیر علی:

با سلام
شما به سادگی بخش زیادی از نکاتی را که من از حرفهای خودتان برایتان آورده بودم دور زدید و به مسائلی اشاره کردید که فعلا ارتباطی به بحث نداشت.

ما:

۱. چرا می گویید به سادگی از نکات من گذر کردید و حرف خودتان را زدید! بنده دونه به دونه حرف های شما و اشکالات شما نسبت به متن هایم را پاسخ دادم! لطفاً با دقت مطالعه کنید!

در مورد اطلاعیه‌ی مربوط به کهریزک٬ منظور من «اطلاعیه‌ی سازمان قضايي نیروهای مسلح درباره پرونده كهريزك» بود که می‌توانید در اینجا (سایت تابناک- http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=77905) بخوانید. همانطور که می‌بینید نتیجه‌ی تحقیقات نشان داده «قتل عمد» صورت گرفته است. سه نفر شهروند ایرانی در زندان به قتل رسیده‌اند. یک سال گذشته است و علی رغم اینکه حتی متهمان را هم شناسایی کرده‌اند هنوز خبری از دادگاهی شدن و اجرای حکم در مورد آنها نیست. و در کنار آن عده‌ی زیادی را که در آن روزها تنها جرمشان تظاهرات بود به حبس های طولانی مدت سپردند و در دادگاه‌ها محاکمه کردند.

۲. ممنون از اینکه اطلاعیه دادگاه نظامی تهران را آوردید (نه قوه قضاییه!) ما هم درخواست کرده بودیم بیاورید!

بنده اطلاعیه را خواندم و تنها چیزی که متوجه شدم محکوم کردن متهمان و افراطی ها و قاتلین احتمالی توسط عناصر نظام بود!

اگر سخنان جناب آقای لاریجانی رئیس قوه قضاییه در برنامه زنده تلویزیونی را می دیدید، متوجه علت طولانی شدن محاکمه متهمان کهریزک می شدید! اهمیت و پیچیدگی این پرونده دقت بالای قاضی را می طلبد و این در حالی است که بعضی پرونده ها در قوه قضاییه سال ها طول می کشد و کشیده است!

باز هم مطلبی که در پست قبلی آورده بودم را تکرار می کنم:

هر کس که شکنجه کرده و هر کس که شکنجه کردن را دیده و هرکس که سهل انگاری کرده و نظارت عمیق نداشته و هر کس که مقصر بوده باید مجازات شود ولی باز هم نظام را نمی توان مقصر دانست چون همه این ها وظیفه داشتند از خط و خطوط نظام پیروی کردند و اگر از میل شخصی کاری کردند این گناه آنان است نه نظام!

به نظر شما اگر بخواهند قاتلین کهریزک را محاکمه بکنند و همانطور که دادگاه "فتنه‌گر"ها را در تلویزیون نشان می‌دادند "دلایل" و "حرفها" ی آنها را هم پخش بکنند و دادگاهشان را همه ببینند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ نکته‌ی کلیدی در همین جا هست. یعنی کافی هست همین نکته را بگذاریم زیر ذره بین. مطمئنا در صورت وقوع چنین اتفاقی ماهیت یک "تفکر خشن و سرکوب‌گر تئوریزه شده" خودش را به همه نشان خواهد داد. بحث راجع به این "تفکر خشن تئوریزه شده" را می‌گذارم برای یادداشت های بعد.

چرا شما و دوستانتان این قدر سعی دارید که جرم شخصی چند نفر که از نیروهای نظامی بودند را به کل نظام و نیروهای نظامی تعمیم بدهید!

چرا تاکید بر تفکر خشن بین نیروهای نظامی ایران دارید! در حالی که نیروهای نظامی ایران از بین خود ما هستند و همه هموطنان ما هستند!

شما خشونت نیروهای نظامی غرب را واقعاً نمی بینید؟ در امریکا فیلم برداری از خشونت پلیس ممنوع شد فقط برای اینکه آنقدر فیلم از خشونت کابوی های امریکایی زیاد شد که دیگر نمی توانند سرپوشی بر این مسئله قرار دهند!!!

"تفکر خشن تئوریزه شده" دیگه چیه؟

بسیجی ، سپاهی ، پلیس ، ارتشی همه و همه از بین خود مردم هستند!

اصلا  خیلی از کسانی که با جنبش سبز جهاد کردند نیروهای مردمی بودند و شما خیال کردید نظامی اند!

یک خاطره از خودم نقل کنم: اولین روزهای بعد از انتخابات سپری می شد! شبی در پایگاه مقاومت بسیج مان بودیم که پیرمردی تقریباً ۶۰ ساله آمد و گفت می خواهم اعزام بشوم تهران!

من فکر نمی کردم بتواند به تهران برسد و معرفی اش کردم به مسئول عملیات مان و دیگه ندیدمش!

تقریباً یک هفته بعد بنده هم اعزام شدم تهران! در کمال ناباوری پیرمرد را دیدم که با پتو و متکایش در نمازخانه پادگان خوابیده و خسته و افگار از من موبایل خواست تا با خانه اش تماس بگیرد!

من برگشتم قم و پیرمرد هنوز در ماموریت بود و هیچ سستی نکرد!

شما چرا از تفکر خشن تئوریزه شده جنبش سبز صحبت نمی کنید! خط و خطوطی که سازمان مجاهدین برای جنبش سبز ترسیم کرده بود که اتوبوس ها را آتش بزنید، بانک ها را بسوزانید، سطل زباله رحم نکنید، هر کسی ریش داشت کتک بزنید، هر کی موتور داشت آتیش اش بزنید، با کلاه ایمنی بر سر پیرمرد ریش دار بی خبر از همه جا بکوبید، بسیجی با ماشین زیر بگیرید، دست و پا بشکونید، هر کی از ماشین اش بیرون اومد و اعتراض کرد کتک بزنید، راه را بر ناموس مردم ببندید و ...

تفکر خشن تئوریزه شده تفکر منافقین است که دست شان تا آرنج به خون مردم بی گناه آلوده است نه تفکر عظیم و ارزشی بسیجی که بر اساس آیه اشداء علی الکفار رحماء بینهم می باشد

اما فعلا شما را می‌برم به سال‌های دهه‌ی هفتاد. به زمان قتل‌های زنجیره‌ای و بعد‌ها واقعه‌ی کوی دانشگاه و آن سرباز بیچاره‌ای که تنها متهم پرونده شد آن هم به خاطر دزدیدن یک ریش‌تراش و یا نمونه‌ی معروفترش "سعید امامی" که عاقبتش را همه می‌دانیم. فعلا ادامه نمی‌دهم و به همین ها اکتفا می کنم تا دوستان بروند و اول آن اطلاعیه را بخوانند و بعد کمی به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای و خشونت علیه دانشجوها بیاندیشند و بعد آن را بگذارند کنار ماجرای کهریزک و بعد بیایند و بیایند و نوشته‌های این وبلاگ را بخوانند آنجایی که نویسنده‌ی بسیجی ما نوشته: «ما هم در پاسخ گفتیم که اتفاقا "به شدت برخورد کردیم" و با خفت و خواری از شهر مقدس قم اخراج کردیم».

دوست خوب من چرا به بحث شاخ و برگ می دهی!

شما فقط دانشجویان خودتان را دانشجو می دانید! میلیون ها دانشجوی خط امامی را به حساب نمی آورید! توی گردان بسیج ما ۶۰ درصد نیروهایش دانشجو هستند!

مطلب های من رو اینقدر تحریف و سانسور نکن لطفاً!

من در جواب شخصی که گفته بود شما روز مرگ منتظری هیچ غلطی نکردید و از خیل عظمیم!!! جنبش سبز ترسیده بودید با شجاعت گفتم بنده و هزاران نفر دیگر از مردم قم اعم از طلبه و بسیجی و کارگر و بقال و کاسب نگذاشتیم خیابان مقدس ارم و کوچه پس کوچه های قم که به خون شهدای قیام ۱۹ دی و ۱۵ خرداد گلگون شده به خاطر حضور بی شرمان ضد ولایت فقیه که فکر نمی کنم حتی شما آن ها را از خودتان بدانید کثیف شود و بعد از سکوتی چند ساعته به خاطر احترام به تازه گذشته آقای منتظری و سکوتی چند ساعته در مقابل شعارهای ضد اسلامی و بالا و پایین پریدن جماعتی مختلط از زن و مرد و بچه و گنده صبرمان لبریز شده و با وجود فحش ها و دری وری ها و سنگ ها و چوب ها و لنگه کفش ها آنان را از همان راهی که آمده بودند راهی خانه شان کردیم که بروند و دیگر هوس شعار علیه اسلام در شهر اسلام به سرشان نزند!